زکات واجب فراموش شده
زكات در لغت به معني رشد و پاكيزگي است. از اين جهت مايه رشد است كه با هرس كردن صفات زشتي چون خودخواهي، بخل و عدم توجه به افراد محروم جامعه، پاكيزگي و رشد فكري، معنوي و مادي فرد جامعه بالا مي گيرد. همانگونه كه با هرس كردن شاخ و برگهاي اضافي درختان، رشد و ثمردهي آن بيشتر مي شود و يا با حجامت كردن، كار خون سازي بهتر مي شود؛ هجامت صفات زشت دروني، انسان را تزكيه و مسير رشد و كمال را براي او هموارتر مي كند.
واژه مقدس «زكات» 32 بار در قرآن آمده و از طرفي واژه «بركت» نيز به همين تعداد آمده است. زكات علاوه بر آنكه باعث كاسته شدن دارائي نمي شود بلكه باعث فزوني آن و ايجاد بركت و حلاوت خاصي در مال و زندگي انسان مي شود. و تا آدمي به كرات آنرا انجام ندهد به طعم خوش و جان فزاي آن نائل نمي شود.
زكات بر 9 چيز (گندم، جو، كشمش، خرما، گاو، گوسفند، شتر، طلا و نقره) واجب مي شود كه اين مقال در صدد بيان احكام آن نمي باشد. بلكه از زواياي مختلف اجتماعي به اين واجب فراموش شده مي پردازد كه در ذيل مي آيد:
1- فقير مورد ترحم:
اسلام عزيز با هر نوع فقر و فقيري موافق نيست. بلكه به شدت با بعض موارد فقر مخالف و از آن انتقاد مي كند. مثلاً جائي كه فقر ريشه در تن پروري، جهل و ناداني، حقارت و خود كوچك بيني، اسراف و تبذير در زمان مكنت و توانگري و ... داشته باشد، آنرا به شدت مورد انتقاد قرار مي دهد و اجازه نمي دهد كه امت اسلامي بصورت يك انسان مصرفي و تنبل درآيد. و همواره اهل بيت پيامبر (ص) با عمل خود به پيروانشان آموختند كه تحت هر شرائطي از كار و تحصيل علم غفلت نكرده و كار كردن را مظهر عبادت و معنويت دانسته اند نه دنياگرايي و از هيچ راهي تسلط كفار بر مسلمين را جايز ندانسته اند. نه تسلط سياسي، نه فرهنگي، نه اقتصادي و نه... و من يجعل الكافرين علي المؤمنين سبيلا) .
در فقر انتخابي، انسان در عين توانمندي راه و روش فقيرانه اي را در زندگي برمي گزيند تا همواره به فكر افراد ضعيف جامعه باشند. ساده زيستي حضرت امير (ع) نيز از اين نمونه است. اگر اميرالمؤمنين (ع) مي خواست از دسترنج حلال و مشروع خود استفاده كند، مي توانست بهترين زندگي را داشته باشد. اين نوع فقر زيبنده مسئولان نظام و افراد متمول جامعه مي باشد. تا از پرتو آن شكاف طبقاتي بوجود نيامده و از نظر روحي و رواني افراد ضعيف جامعه خود را پست و حقير نپندارند و از طرفي تأثير گذاران در صحنه اجتماعي (كه همان مسئولان باشند) به فكر افراد ضعيف جامعه بوده و براي حل و فصل امور آنان تدبير كنند.
فقر مورد ترحم در مباني ديني و اعتقادي ما، فقر طبيعي است. و آن در جائي است كه افراد جامعه براي كسب و كار و اشتغال مولد تمامي تلاش خود را كرده اند اما به نتيجه نرسيده اند. مثلا دونفر ماهي گير، تجهيزات و لوازم خود را برداشته و به كنار رودخانه و يا دريا رفته اند، اما به هنگام خروج تور از آب، در تور يكي ماهيان بسيار و در تور ديگري ماهي نيامده است. يا دو نفر ميوه فروش كه يكي از آنها با اقبال مواجه و ديگري بدون اقبال و با فاسد شدن ميوه متضرر هم شده است و ... در اينجا تن پروري و خود كوچك بيني در كار نيست اما قهر طبيعت باعث شده كه يكي فقير و ديگري غني شود.
اين وضعيت موجود امتحان و آزمايشي بزرگ براي هردو قشر است. فقير در چنين شرايطي نبايد عزت و شرافت خود را لكه دار كند و غني بايد بداند كه بخشي از اين مال به فقرا تعلق دارد. همان كس كه اول بار به زندگي و كار او رونق و بركت داد، الان قادر است تا به طرفه العيني بگيرد. ذكر ماجراي قارون توانگر كه به ويرانگري رسيد براي تذكر و يادآوري ما در قرآن آمده است. و چه بسيار افرادي كه به دريوزگي و گدائي رسيدند كه در آغاز زندگي متمول و پولدار بودند.«كم بضاعت تر ز قارون كس نماند در زمين- گر يك احسان تو بايد بر خلايق انقسام» (محتشم)، «نخورد هيچ توانگر غم درويش و فقير- مگر آن روز كه خود مفلس و مضطر گردد» (پروين اعتصامي)
به هر حال همه داده هاي الهي و نداده هاي او از روي حكمت و مصلحت است كه وسيله آزمايش براي ارتقاء درجه است.
2- آثار معنوي پرداخت زكات:
پرداخت زكات در زندگي فردي و اجتماعي داراي اثرات روحي، رواني و وضعي فراواني است. كه به ذكر چند نمونه اكتفا مي شود:
درمان بخل:
يكي از صفات رذيله كه اگر از حد متعارف تجاوز كند باعث ضرر و زيان فردي و اجتماعي مي شود، صفت بخل است. بخل اگر در مقابل اسراف و تبذير قرارگيرد و به يك حد اعتدالي بر سد پسنديده است اما اگر از حداقل هاي امساك پائين تر رود به يك بيماري دروني تبديل مي شود.
براي آنكه حد اعتدال حفظ شود، خداوند در قالب دستوراتي نظير خمس و زكات به شهروندان جامعه اسلامي از اين مرض دروني هشدار داده است كه با پرداخت آن، حس نوع دوستي، محبت، ايثار و شكوفائي در جامعه ايجاد مي شود و قرآن راز رستگاري را در پاكيزه نگه داشتن مال مي داند(9) و پرداخت زكات را باعث تطهير و تزكيه مي داند. (توبه 103)
زكات وسيله تقرب:
در آموزه هاي ديني زكات شرط قبولي نماز است. و امام صادق (ع) زكات را همراه با نماز وسيله تقرب به خداوند تبارك و تعالي مي داند.
و: راه رسيدن به رحمت خاص:
رحمت خداوند به شكل عموم شامل حال همه انسانها اعم از كافر و مسلمان مي شود. و در اين جهان هستي همه از نعمت عقل، حواس پنج گانه و ساير نعم الهي موجود در طبيعت بهره مند مي شوند كه اين رحمت عام خداست اما رحمت خاص او شامل حال افراد خاصي مي شود كه يكي از آنها پرداخت كننده زكات است (و رحمتي وسعت كل شي فسأكتبها للذين يتقون و يؤتون الزكاه ... اعراف156)
بازشدن گره ها:
كيست كه در زندگي ماشيني امروزي گره اي در كارش نباشد و به دنبال بازشدن آن نباشد؟ قرآن بخشش و پرداخت زكات را باعث بازشدن گره هاي كور مي داند (واما من اعطي و اتقي و صدق بالحسني فسنيسره لليسري).
فرونشاندن غضب الهي و كفاره گناه:
بعضي از اقدامات انسانها باعث مي شود كه بعضي عذابهاي الهي برداشته شود. امام علي(ع) مي فرمايد: در پرداخت زكات خدا را درنظر داشته باشيد، زيرا پرداخت زكات غضب الهي را فرو مي نشاند. (الله الله في الزكاه ، فانها تطفئي غضب ربكم3) قرآن نيز اقامه نماز و پرداخت زكات را شرط پاك كردن گناهان و كفاره آن مي داند 4 اثرات معنوي زكات فراوان است كه بصورت عنوان مي توان به مواردي از جمله شرط رهايي از كفر، خدايي شدن انسان، سبب گشايش براي مردگان، سبب استجابت دعا، سبب قبولي نماز، سبب شيرين شدن زندگي، شكر نعمت و... اشاره كرد.
3- آثار حكومتي پرداخت زكات:
پرداخت زكات بعنوان يك تاكتيك اقتصادي در حكومت اسلامي، از آثار مثبت فراواني برخوردار است كه نتيجه آن شكوفايي و رشد جامعه مي باشد. در ذيل به برخي از اين آثار اشاره مي شود:
فقرزدايي:
يكي از اهداف حكومت اسلامي كم كردن فاصله و شكاف طبقاتي است. اسلام در عين به رسميت شناختن مالكيت خصوصي به فقر طبيعي موجود در جامعه هم توجه دارد. پرداخت كننده زكات تا زماني كه سهم فقرا را از مال خود خارج نكند، حق تصرف در آن مال را ندارد و در آخرت موردبازخواست قرار مي گيرد و از طرفي حاكم اسلامي حق دارد مقدار زكات را با قدرت و قاطعيت از آنها بگيرد.
مسئله زكات، خمس و ماليات هاي اسلامي سبب مي شود تا هميشه در جامعه يك حد تعادل و توازن بوجود آيد و از طرفي ريشه فقر نيز خشكانده شود. زيرا سرمنشاء بسياري از مفاسد فقر است. بسياري از افراد فقير در ابتدا بخاطر فقر دست به جرم و جنايت مي زنند و اگر به دام نيفتادند و بعد از مدتي فقر آنها برطرف شد، بعلت جرأت و آلودگي كه در طي اين مسير برايشان بوجود آمده براي هميشه آلوده آن جرم و جنايت مي شوند. از اين رو حاكم اسلامي با اخذ ماليات هاي مختلف و توزيع آن در امور عام المنفعه، اشتغال مولد و افراد مسكين و بي بضاعت، گلوگاه ارتكاب جرم را مي بندد تا جلوي بوجودآمدن بسياري از جرائم ديگر گرفته شود...
به صحنه كشاندن واماندگان:
چه بسا افراد ضعيف الايماني كه به دلائل مختلف با جامعه اسلامي و تعاليم آن هماهنگي نداشته باشند كه با دستگيري و تفقد به موقع از آنها، راه را براي شناخت بهتر آموزه هاي ديني و دامنه فعاليت هاي اجتماعي، سياسي و فرهنگي آنها توسعه داد. زيرا مردم برده محبت اند. و از هر كه محبت ببينند شيفته او مي شوند.
يا به عبارت ديگر با تفقد و دلجوئي هاي به موقع مي توان از جمعيت خاكستري جامعه، جمعيت گسترده سبزي را بوجود آوردكه همگي خود سينه چاك ارزشها و كرامت هاي بالاي انساني شوند و در راه آن جان هديه كنند. همانگونه كه امام امت(ره) در قيام خود از جمعيتي كه كسي فكر نمي كرد اصلاح شوند قدرتي ساخت كه شاه تا دندان مسلح را خلع و در تجاوز 8 ساله دشمن به خاك ميهن اسلامي مان دفاع جانانه اي داشتند...
تقويت بنيه ديني مردم:
مردم دوستدار اسلام و مديران لايق آن هستند و بارها اين منويات و وفاداري خود را به اثبات رسانده اند. در واقع اسلام مال پابرهنه هاست. اسلام از آن توده عظيم مردم است كه به دنبال ظلم ستيزي است. مردم اسلام و متوليان آنرا دوست دارند و اگر گاهي انتقادي دارند بخاطر خلأهاي معيشتي و اقتصادي است.
احكام و دستورات اسلام مطابق با خواست و اراده توده مردم و مخالفان اراده يك اقليت استثمارگراست.
يكي از راه هايي كه باعث مي شود توده جامعه هميشه به اسلام دل گرم باقي بمانند خدماتي است كه حكومت اسلامي به آنها ارائه مي دهد. كه بخش قابل توجهي از اين خدمات در صورتي قابل اجراست كه به موقع ماليات هاي اسلامي وصول شود.
كم شدن مفاسد:
با جذب ماليات هاي اسلامي و حسن تدبير در سرمايه گذاري و اشتغال كارآمد، ريشه فقر خشكانده مي شود و مفاسدي از قبيل فحشاء، آدم ربائي، سرقت مسلحانه، جهل و كلاهبرداري و... به حداقل ممكن مي رسد.
ايجاد اشتغال:
حكومت اسلامي پس از جذب ماليات ها بايد آنرا در مسيري سرمايه گذاري كند كه با راه اندازي هر فاز از اين چرخه اقتصادي صدها نفر بطور دائم مشغول كار شوند. و همانند تكاثر نسل اينگونه راه اندازي ها و اشتغالات باعث تكاثر اشتغال شود تا با رشد روزافزون جمعيت رونق اقتصادي نيز بيشتر شود. بطور طبيعي مي بايست هرچه افراد بيشتر شوند محصول و درآمد بيشتري داشت. اما اگر دراين چرخه فقط افراد بيشتر شوند و به دلائل مختلف (تنبلي، جهل و عدم خوداتكائي و...) ابزار و آلات اشتغال متكثر فراهم نشود، چرخه شكوفائي اقتصاد به تونل تنگ و بن بست جهل و تنبلي برخورد مي كند و شاهد تورم روزافزون تا سرحد فاجعه خواهيم بود. اشتغال مولد در يك كشور با توجه به جمعيت نيروي انساني، معادن، ذخاير، آبها، جنگل ها و زمين حاصلخيز آن تعريف مي شود نه با يك الگوپذيري بسته از كشورهاي صنعتي، اول بايد قابليت ها و توانمنديها مشخص شود و بعد بايد براي «كار» فرهنگ سازي شود...
و: اقتدار امت اسلام:
اقتدار يك ملت و حكومت مرهون توانمندي آن در عرصه هاي فكري و اقتصادي است. با اقتدار اقتصادي مي توان اقتدار نظامي و الكترونيكي خود را بالا برد و دشمن را به زانو زدن وادار كرد. من نمي خواهم بگويم كه اقتصاد مقدم بر سياست است يا بالعكس. بايد بحث هاي تئوري و فكري خود را با «لن يجعل الكافرين علي المؤمنين سبيلا» با هم پيش برد. هم سلطه سياسي اجانب را بايد از بين برد و همه سلطه فرهنگي و اقتصادي و...
ز: تعديل ثروت:
در چرخه ايي كه به عمل طبيعي عده اي در جامعه محتاج و درمانده مي شوند وعده اي توانگر، يك فرمول منطقي و منصفانه اي مي تواند توازن را برقرار كند. اين فرمول همان دستورات شرعي براي پرداخت بخشي از درآمدها (پس از كسر همه هزينه ها)
از 5درصد تا 10 درصد در مسائل زكات و 20 درصد در مسائل خمس مي باشد. پرداخت كننده جدايي از رضايت خداوند و پاداش اخروي از آثار معنوي دنيوي نظير محبت، ايثار، نوع دوستي و مورد ستايش قرار گرفتن هم بهره مند مي شود. لذا پرداخت بخشي از درآمد خالص باعث تعديل ثروت، از بين رفتن شكاف طبقاتي و بوجود آمدن روحيه ايثار، محبت، برادري و... خواهد شد.
4- فلسفه آفات و شرور و مسئله زكات:
آفات، بلايا و حوادثي كه در طول زندگي بشر واقع مي شود همه داراي حكمت و مصلحت هايي است كه بسياري از آنها براي بشر قابل درك نيست. گاهي يك اتفاق رخ مي دهد تا انسان ها آن را جدي گرفته و به فكر چاره برآيند. گاه براثر ناسپاسي و فسادي كه انسان ها مرتكب مي شوند حادثه اي بوجود مي آيد و... يكي از مواردي كه جلوي بوجود آمدن حوادث قهريه را مي گيرد پرداخت زكات است كه در ذيل به نمونه هايي اشاره مي شود.
تلف شدن اموال:
امام صادق(ع) عدم پرداخت زكات را علت از بين رفتن مال و دارائي مي داند(5) و باز در روايات مي خوانيم كه: «هركسي حق خدا را نپردازد، دو برابر آن را در راه باطل پرداخت مي كند.»(6) و از اين روست كه امام صادق(ع) مي فرمايد: اگر بعد از پرداخت زكات مالي تلف شد، من ضامن هستم.(7)
كمبود و قحطي:
در بعضي از روايات علت قحطي و خشكسالي را عدم پرداخت زكات ذكر كرده اند. پيامبر(ص) فرموده است: تا زماني كه امت من نسبت به هم محبت داشته باشند، اقامه نماز كنند و زكات مال خود را پرداخت كنند، به بلايي مثل قحطي و خشكسالي دچار نمي شوند.(8)
دراين روايت سه نكته وجود دارد كه هر كدام منشاء آثار و بركات فراواني است:
1- دوست داشتن همديگر، سبب مي شود تا روحيه همكاري، ايثار و تعميق روابط اجتماعي پديد آيد.
2- اقامه نماز بعنوان نماد عبادات باعث پيدايش اخلاق و عدالت مي شود.
3- پرداخت زكات بعنوان نماد تعاون، ايثار و پشتوانه كارهاي عام المنفعه باعث رونق اقتصاد مي شود و...
ج: بي بركتي:
وجود مقدس پيامبر اكرم(ص) نپرداختن زكات را باعث از بين رفتن بركت زمين مي داند(9) يعني به جاي آنكه هر دانه گندم كاشته شده 70-80 دانه تحويل دهد 6-7 دانه تحويل مي دهد... و يا اينكه با آمدن سيل و امراض مختلف مزارع خشك و بي حاصل مي شود.
گسترش فقر:
با نپرداختن زكات، فقر نيز گسترش مي يابد و بي نوايان به نهايت تنگدستي مي رسند كه اين مرحله براي زندگي اجتماعي بسيار خطرناك است. اگر كساني كه پرداخت زكات بر آنها واجب است با پرداخت 5 يا 10 درصدي اقدام مي كردند اكنون نيازمند هزينه هاي بسيار بالاي سيستم حفاظتي و امنيتي نبوده و مدام دلهره و ترس از سرقت، آدم ربائي و جنايت هاي مختلف را نداشتند.
اين همه ترس و هزينه كردن مدلول عدم پرداخت حقوق الهي است كه ضرر آن به همه جامعه مي رسد.
مرگ چهارپايان:
در روايات اسلامي آمده كه اگر زكات پرداخت نشود جنبندگان مي ميرند.(10)
خداوند در دستورات خود به انسان ها از آنها در انجام وظايف خود كفيفيت مي خواهد. ملاك بندگي، كيفيت اجراي اوامر و نواهي الهي است. و اگر انسان ها در مسير اطاعت از دستورات خدا قرار گيرند، خداوند نيز درهاي رحمت خود را به روي آنها مي گشايد. به آنها فكر خلاق، نسل لايق، سرزمين آباد و... عنايت مي كند.
عزيز من! تا به حال هر چه ناسپاسي كرديم كافي است. سعي كنيم از الآن در مسير زندگي قرار بگيريم. آن وقت خواهيم ديد كه خطرات و تهديدهاي بزرگ بين المللي از بين رفته و امت اسلام، يك امت مقتدر در جهان خواهد بود. كه آن نيازمند عزم و اراده «من»، «تو» و «او» است كه همگي به «ما» ختم مي شود...
5- رابطه نماز و زكات:
نام مبارك «زكات» 32 بار در قرآن آمده كه 27 بار همراه با نماز است. براي بيان ارتباط اين دو فريضه الهي با توجه به آيه شريفه «الذين ان مكناهم في الارض اقاموالصلوه واقوالزكاه ... حج41» ناچار از طرح دو مقدمه هستيم.
الف: نماز:
در اين آيه نماز به عنوان سمبل و نماد عبادت درنظر گرفته شده كه فرايند آن پيدايش اخلاق، عدالت اجتماعي و معنويت خواهد بود.
ب: زكات:
زكات نيز در اين آيه به عنوان سمبل و نماد قدرت مي باشد. زيرا با قدرت اقتصادي امكان آموزش و فرهنگ سازي، اشتغال، صنعت، آباداني و... وجود دارد. كه اگر اين شكوفايي اقتصادي در حكومت اسلامي همراه با عبادت باشد ثمره اش گسترش اسلام و احكام متعالي آن خواهد بود. و اگر اين اقتصاد شكوفا به دست رهبران ديني خود ساخته نباشد نتيجه اش گسترش فساد و عشرتكده ها و تحميق انسانها خواهد بود.
حال بعد از طرح اين دو مقدمه متعرض مي شوم كه انسان موجودي است مركب از دو بعد حيواني و روحاني كه با همه مخلوقات الهي فرق دارد. اگر بعد روحاني رشد پيدا كند به مقام جانشيني الهي مي رسد و اگر بعد حيواني و شهواني رشد كند به مرتبه پست تر از حيوانات مي رسد. اما انسان چون داراي بعد حيواني و مادي است به يك سلسله ابزارو آلات براي مهار آن نيازمند است. برخلاف برخي مسلك ها، اسلام به بعد غريزه و حيواني انسان بي توجه نبوده و ارضاي آن را در حد معقول توصيه مي كند. كه توصيه به امر ازدواج، تهيه خانه، كار، تلاش، خواب، تفريح و... از اين مقوله است. اما هيچكدام را هدف غائي و عالي نمي داند. و همواره توصيه دارد كه همه آنها بايد براي پرواز معنوي بي نهايت كه به وسيله عقل صورت مي گيرد، به خدمت درآيد. از اين رو جسم به رفاه و آسايش نياز دارد كه با تهيه امكانات مادي قابل حل مي باشد و از طرفي روح هم به غذا و آسايش نياز دارد كه به وسيله معنويت و عبادت به دست مي آيد.
تركيب نماز و زكات، تركيب توجه به معنويت و جسمانيت انسان است كه با فشل بودن هر يك امكان پرواز به ذروه الهي را غيرممكن مي كند. اسلام نه با صوفي گري موافق است و نه با قارون صفتي. كه سيره معصومين عليهم السلام بهترين الگوي عملي براي كار و عبادت ما به حساب مي آيد. نماز بدون زكات يعني عبادت بدون توجه به نياز اجتماع. يعني خودخواهي. خودبرتربيني. و از اين روست كه شاعر مي گويد:
«عبادت به جز خدمت خلق نيست... به تسبيح و سجاده و دلق نيست»
ثمره نماز همراه با زكات، سعادت دنيا و آخرت خواهد بود.
واژه مقدس «زكات» 32 بار در قرآن آمده و از طرفي واژه «بركت» نيز به همين تعداد آمده است. زكات علاوه بر آنكه باعث كاسته شدن دارائي نمي شود بلكه باعث فزوني آن و ايجاد بركت و حلاوت خاصي در مال و زندگي انسان مي شود. و تا آدمي به كرات آنرا انجام ندهد به طعم خوش و جان فزاي آن نائل نمي شود.
زكات بر 9 چيز (گندم، جو، كشمش، خرما، گاو، گوسفند، شتر، طلا و نقره) واجب مي شود كه اين مقال در صدد بيان احكام آن نمي باشد. بلكه از زواياي مختلف اجتماعي به اين واجب فراموش شده مي پردازد كه در ذيل مي آيد:
1- فقير مورد ترحم:
اسلام عزيز با هر نوع فقر و فقيري موافق نيست. بلكه به شدت با بعض موارد فقر مخالف و از آن انتقاد مي كند. مثلاً جائي كه فقر ريشه در تن پروري، جهل و ناداني، حقارت و خود كوچك بيني، اسراف و تبذير در زمان مكنت و توانگري و ... داشته باشد، آنرا به شدت مورد انتقاد قرار مي دهد و اجازه نمي دهد كه امت اسلامي بصورت يك انسان مصرفي و تنبل درآيد. و همواره اهل بيت پيامبر (ص) با عمل خود به پيروانشان آموختند كه تحت هر شرائطي از كار و تحصيل علم غفلت نكرده و كار كردن را مظهر عبادت و معنويت دانسته اند نه دنياگرايي و از هيچ راهي تسلط كفار بر مسلمين را جايز ندانسته اند. نه تسلط سياسي، نه فرهنگي، نه اقتصادي و نه... و من يجعل الكافرين علي المؤمنين سبيلا) .
در فقر انتخابي، انسان در عين توانمندي راه و روش فقيرانه اي را در زندگي برمي گزيند تا همواره به فكر افراد ضعيف جامعه باشند. ساده زيستي حضرت امير (ع) نيز از اين نمونه است. اگر اميرالمؤمنين (ع) مي خواست از دسترنج حلال و مشروع خود استفاده كند، مي توانست بهترين زندگي را داشته باشد. اين نوع فقر زيبنده مسئولان نظام و افراد متمول جامعه مي باشد. تا از پرتو آن شكاف طبقاتي بوجود نيامده و از نظر روحي و رواني افراد ضعيف جامعه خود را پست و حقير نپندارند و از طرفي تأثير گذاران در صحنه اجتماعي (كه همان مسئولان باشند) به فكر افراد ضعيف جامعه بوده و براي حل و فصل امور آنان تدبير كنند.
فقر مورد ترحم در مباني ديني و اعتقادي ما، فقر طبيعي است. و آن در جائي است كه افراد جامعه براي كسب و كار و اشتغال مولد تمامي تلاش خود را كرده اند اما به نتيجه نرسيده اند. مثلا دونفر ماهي گير، تجهيزات و لوازم خود را برداشته و به كنار رودخانه و يا دريا رفته اند، اما به هنگام خروج تور از آب، در تور يكي ماهيان بسيار و در تور ديگري ماهي نيامده است. يا دو نفر ميوه فروش كه يكي از آنها با اقبال مواجه و ديگري بدون اقبال و با فاسد شدن ميوه متضرر هم شده است و ... در اينجا تن پروري و خود كوچك بيني در كار نيست اما قهر طبيعت باعث شده كه يكي فقير و ديگري غني شود.
اين وضعيت موجود امتحان و آزمايشي بزرگ براي هردو قشر است. فقير در چنين شرايطي نبايد عزت و شرافت خود را لكه دار كند و غني بايد بداند كه بخشي از اين مال به فقرا تعلق دارد. همان كس كه اول بار به زندگي و كار او رونق و بركت داد، الان قادر است تا به طرفه العيني بگيرد. ذكر ماجراي قارون توانگر كه به ويرانگري رسيد براي تذكر و يادآوري ما در قرآن آمده است. و چه بسيار افرادي كه به دريوزگي و گدائي رسيدند كه در آغاز زندگي متمول و پولدار بودند.«كم بضاعت تر ز قارون كس نماند در زمين- گر يك احسان تو بايد بر خلايق انقسام» (محتشم)، «نخورد هيچ توانگر غم درويش و فقير- مگر آن روز كه خود مفلس و مضطر گردد» (پروين اعتصامي)
به هر حال همه داده هاي الهي و نداده هاي او از روي حكمت و مصلحت است كه وسيله آزمايش براي ارتقاء درجه است.
2- آثار معنوي پرداخت زكات:
پرداخت زكات در زندگي فردي و اجتماعي داراي اثرات روحي، رواني و وضعي فراواني است. كه به ذكر چند نمونه اكتفا مي شود:
درمان بخل:
يكي از صفات رذيله كه اگر از حد متعارف تجاوز كند باعث ضرر و زيان فردي و اجتماعي مي شود، صفت بخل است. بخل اگر در مقابل اسراف و تبذير قرارگيرد و به يك حد اعتدالي بر سد پسنديده است اما اگر از حداقل هاي امساك پائين تر رود به يك بيماري دروني تبديل مي شود.
براي آنكه حد اعتدال حفظ شود، خداوند در قالب دستوراتي نظير خمس و زكات به شهروندان جامعه اسلامي از اين مرض دروني هشدار داده است كه با پرداخت آن، حس نوع دوستي، محبت، ايثار و شكوفائي در جامعه ايجاد مي شود و قرآن راز رستگاري را در پاكيزه نگه داشتن مال مي داند(9) و پرداخت زكات را باعث تطهير و تزكيه مي داند. (توبه 103)
زكات وسيله تقرب:
در آموزه هاي ديني زكات شرط قبولي نماز است. و امام صادق (ع) زكات را همراه با نماز وسيله تقرب به خداوند تبارك و تعالي مي داند.
و: راه رسيدن به رحمت خاص:
رحمت خداوند به شكل عموم شامل حال همه انسانها اعم از كافر و مسلمان مي شود. و در اين جهان هستي همه از نعمت عقل، حواس پنج گانه و ساير نعم الهي موجود در طبيعت بهره مند مي شوند كه اين رحمت عام خداست اما رحمت خاص او شامل حال افراد خاصي مي شود كه يكي از آنها پرداخت كننده زكات است (و رحمتي وسعت كل شي فسأكتبها للذين يتقون و يؤتون الزكاه ... اعراف156)
بازشدن گره ها:
كيست كه در زندگي ماشيني امروزي گره اي در كارش نباشد و به دنبال بازشدن آن نباشد؟ قرآن بخشش و پرداخت زكات را باعث بازشدن گره هاي كور مي داند (واما من اعطي و اتقي و صدق بالحسني فسنيسره لليسري).
فرونشاندن غضب الهي و كفاره گناه:
بعضي از اقدامات انسانها باعث مي شود كه بعضي عذابهاي الهي برداشته شود. امام علي(ع) مي فرمايد: در پرداخت زكات خدا را درنظر داشته باشيد، زيرا پرداخت زكات غضب الهي را فرو مي نشاند. (الله الله في الزكاه ، فانها تطفئي غضب ربكم3) قرآن نيز اقامه نماز و پرداخت زكات را شرط پاك كردن گناهان و كفاره آن مي داند 4 اثرات معنوي زكات فراوان است كه بصورت عنوان مي توان به مواردي از جمله شرط رهايي از كفر، خدايي شدن انسان، سبب گشايش براي مردگان، سبب استجابت دعا، سبب قبولي نماز، سبب شيرين شدن زندگي، شكر نعمت و... اشاره كرد.
3- آثار حكومتي پرداخت زكات:
پرداخت زكات بعنوان يك تاكتيك اقتصادي در حكومت اسلامي، از آثار مثبت فراواني برخوردار است كه نتيجه آن شكوفايي و رشد جامعه مي باشد. در ذيل به برخي از اين آثار اشاره مي شود:
فقرزدايي:
يكي از اهداف حكومت اسلامي كم كردن فاصله و شكاف طبقاتي است. اسلام در عين به رسميت شناختن مالكيت خصوصي به فقر طبيعي موجود در جامعه هم توجه دارد. پرداخت كننده زكات تا زماني كه سهم فقرا را از مال خود خارج نكند، حق تصرف در آن مال را ندارد و در آخرت موردبازخواست قرار مي گيرد و از طرفي حاكم اسلامي حق دارد مقدار زكات را با قدرت و قاطعيت از آنها بگيرد.
مسئله زكات، خمس و ماليات هاي اسلامي سبب مي شود تا هميشه در جامعه يك حد تعادل و توازن بوجود آيد و از طرفي ريشه فقر نيز خشكانده شود. زيرا سرمنشاء بسياري از مفاسد فقر است. بسياري از افراد فقير در ابتدا بخاطر فقر دست به جرم و جنايت مي زنند و اگر به دام نيفتادند و بعد از مدتي فقر آنها برطرف شد، بعلت جرأت و آلودگي كه در طي اين مسير برايشان بوجود آمده براي هميشه آلوده آن جرم و جنايت مي شوند. از اين رو حاكم اسلامي با اخذ ماليات هاي مختلف و توزيع آن در امور عام المنفعه، اشتغال مولد و افراد مسكين و بي بضاعت، گلوگاه ارتكاب جرم را مي بندد تا جلوي بوجودآمدن بسياري از جرائم ديگر گرفته شود...
به صحنه كشاندن واماندگان:
چه بسا افراد ضعيف الايماني كه به دلائل مختلف با جامعه اسلامي و تعاليم آن هماهنگي نداشته باشند كه با دستگيري و تفقد به موقع از آنها، راه را براي شناخت بهتر آموزه هاي ديني و دامنه فعاليت هاي اجتماعي، سياسي و فرهنگي آنها توسعه داد. زيرا مردم برده محبت اند. و از هر كه محبت ببينند شيفته او مي شوند.
يا به عبارت ديگر با تفقد و دلجوئي هاي به موقع مي توان از جمعيت خاكستري جامعه، جمعيت گسترده سبزي را بوجود آوردكه همگي خود سينه چاك ارزشها و كرامت هاي بالاي انساني شوند و در راه آن جان هديه كنند. همانگونه كه امام امت(ره) در قيام خود از جمعيتي كه كسي فكر نمي كرد اصلاح شوند قدرتي ساخت كه شاه تا دندان مسلح را خلع و در تجاوز 8 ساله دشمن به خاك ميهن اسلامي مان دفاع جانانه اي داشتند...
تقويت بنيه ديني مردم:
مردم دوستدار اسلام و مديران لايق آن هستند و بارها اين منويات و وفاداري خود را به اثبات رسانده اند. در واقع اسلام مال پابرهنه هاست. اسلام از آن توده عظيم مردم است كه به دنبال ظلم ستيزي است. مردم اسلام و متوليان آنرا دوست دارند و اگر گاهي انتقادي دارند بخاطر خلأهاي معيشتي و اقتصادي است.
احكام و دستورات اسلام مطابق با خواست و اراده توده مردم و مخالفان اراده يك اقليت استثمارگراست.
يكي از راه هايي كه باعث مي شود توده جامعه هميشه به اسلام دل گرم باقي بمانند خدماتي است كه حكومت اسلامي به آنها ارائه مي دهد. كه بخش قابل توجهي از اين خدمات در صورتي قابل اجراست كه به موقع ماليات هاي اسلامي وصول شود.
كم شدن مفاسد:
با جذب ماليات هاي اسلامي و حسن تدبير در سرمايه گذاري و اشتغال كارآمد، ريشه فقر خشكانده مي شود و مفاسدي از قبيل فحشاء، آدم ربائي، سرقت مسلحانه، جهل و كلاهبرداري و... به حداقل ممكن مي رسد.
ايجاد اشتغال:
حكومت اسلامي پس از جذب ماليات ها بايد آنرا در مسيري سرمايه گذاري كند كه با راه اندازي هر فاز از اين چرخه اقتصادي صدها نفر بطور دائم مشغول كار شوند. و همانند تكاثر نسل اينگونه راه اندازي ها و اشتغالات باعث تكاثر اشتغال شود تا با رشد روزافزون جمعيت رونق اقتصادي نيز بيشتر شود. بطور طبيعي مي بايست هرچه افراد بيشتر شوند محصول و درآمد بيشتري داشت. اما اگر دراين چرخه فقط افراد بيشتر شوند و به دلائل مختلف (تنبلي، جهل و عدم خوداتكائي و...) ابزار و آلات اشتغال متكثر فراهم نشود، چرخه شكوفائي اقتصاد به تونل تنگ و بن بست جهل و تنبلي برخورد مي كند و شاهد تورم روزافزون تا سرحد فاجعه خواهيم بود. اشتغال مولد در يك كشور با توجه به جمعيت نيروي انساني، معادن، ذخاير، آبها، جنگل ها و زمين حاصلخيز آن تعريف مي شود نه با يك الگوپذيري بسته از كشورهاي صنعتي، اول بايد قابليت ها و توانمنديها مشخص شود و بعد بايد براي «كار» فرهنگ سازي شود...
و: اقتدار امت اسلام:
اقتدار يك ملت و حكومت مرهون توانمندي آن در عرصه هاي فكري و اقتصادي است. با اقتدار اقتصادي مي توان اقتدار نظامي و الكترونيكي خود را بالا برد و دشمن را به زانو زدن وادار كرد. من نمي خواهم بگويم كه اقتصاد مقدم بر سياست است يا بالعكس. بايد بحث هاي تئوري و فكري خود را با «لن يجعل الكافرين علي المؤمنين سبيلا» با هم پيش برد. هم سلطه سياسي اجانب را بايد از بين برد و همه سلطه فرهنگي و اقتصادي و...
ز: تعديل ثروت:
در چرخه ايي كه به عمل طبيعي عده اي در جامعه محتاج و درمانده مي شوند وعده اي توانگر، يك فرمول منطقي و منصفانه اي مي تواند توازن را برقرار كند. اين فرمول همان دستورات شرعي براي پرداخت بخشي از درآمدها (پس از كسر همه هزينه ها)
از 5درصد تا 10 درصد در مسائل زكات و 20 درصد در مسائل خمس مي باشد. پرداخت كننده جدايي از رضايت خداوند و پاداش اخروي از آثار معنوي دنيوي نظير محبت، ايثار، نوع دوستي و مورد ستايش قرار گرفتن هم بهره مند مي شود. لذا پرداخت بخشي از درآمد خالص باعث تعديل ثروت، از بين رفتن شكاف طبقاتي و بوجود آمدن روحيه ايثار، محبت، برادري و... خواهد شد.
4- فلسفه آفات و شرور و مسئله زكات:
آفات، بلايا و حوادثي كه در طول زندگي بشر واقع مي شود همه داراي حكمت و مصلحت هايي است كه بسياري از آنها براي بشر قابل درك نيست. گاهي يك اتفاق رخ مي دهد تا انسان ها آن را جدي گرفته و به فكر چاره برآيند. گاه براثر ناسپاسي و فسادي كه انسان ها مرتكب مي شوند حادثه اي بوجود مي آيد و... يكي از مواردي كه جلوي بوجود آمدن حوادث قهريه را مي گيرد پرداخت زكات است كه در ذيل به نمونه هايي اشاره مي شود.
تلف شدن اموال:
امام صادق(ع) عدم پرداخت زكات را علت از بين رفتن مال و دارائي مي داند(5) و باز در روايات مي خوانيم كه: «هركسي حق خدا را نپردازد، دو برابر آن را در راه باطل پرداخت مي كند.»(6) و از اين روست كه امام صادق(ع) مي فرمايد: اگر بعد از پرداخت زكات مالي تلف شد، من ضامن هستم.(7)
كمبود و قحطي:
در بعضي از روايات علت قحطي و خشكسالي را عدم پرداخت زكات ذكر كرده اند. پيامبر(ص) فرموده است: تا زماني كه امت من نسبت به هم محبت داشته باشند، اقامه نماز كنند و زكات مال خود را پرداخت كنند، به بلايي مثل قحطي و خشكسالي دچار نمي شوند.(8)
دراين روايت سه نكته وجود دارد كه هر كدام منشاء آثار و بركات فراواني است:
1- دوست داشتن همديگر، سبب مي شود تا روحيه همكاري، ايثار و تعميق روابط اجتماعي پديد آيد.
2- اقامه نماز بعنوان نماد عبادات باعث پيدايش اخلاق و عدالت مي شود.
3- پرداخت زكات بعنوان نماد تعاون، ايثار و پشتوانه كارهاي عام المنفعه باعث رونق اقتصاد مي شود و...
ج: بي بركتي:
وجود مقدس پيامبر اكرم(ص) نپرداختن زكات را باعث از بين رفتن بركت زمين مي داند(9) يعني به جاي آنكه هر دانه گندم كاشته شده 70-80 دانه تحويل دهد 6-7 دانه تحويل مي دهد... و يا اينكه با آمدن سيل و امراض مختلف مزارع خشك و بي حاصل مي شود.
گسترش فقر:
با نپرداختن زكات، فقر نيز گسترش مي يابد و بي نوايان به نهايت تنگدستي مي رسند كه اين مرحله براي زندگي اجتماعي بسيار خطرناك است. اگر كساني كه پرداخت زكات بر آنها واجب است با پرداخت 5 يا 10 درصدي اقدام مي كردند اكنون نيازمند هزينه هاي بسيار بالاي سيستم حفاظتي و امنيتي نبوده و مدام دلهره و ترس از سرقت، آدم ربائي و جنايت هاي مختلف را نداشتند.
اين همه ترس و هزينه كردن مدلول عدم پرداخت حقوق الهي است كه ضرر آن به همه جامعه مي رسد.
مرگ چهارپايان:
در روايات اسلامي آمده كه اگر زكات پرداخت نشود جنبندگان مي ميرند.(10)
خداوند در دستورات خود به انسان ها از آنها در انجام وظايف خود كفيفيت مي خواهد. ملاك بندگي، كيفيت اجراي اوامر و نواهي الهي است. و اگر انسان ها در مسير اطاعت از دستورات خدا قرار گيرند، خداوند نيز درهاي رحمت خود را به روي آنها مي گشايد. به آنها فكر خلاق، نسل لايق، سرزمين آباد و... عنايت مي كند.
عزيز من! تا به حال هر چه ناسپاسي كرديم كافي است. سعي كنيم از الآن در مسير زندگي قرار بگيريم. آن وقت خواهيم ديد كه خطرات و تهديدهاي بزرگ بين المللي از بين رفته و امت اسلام، يك امت مقتدر در جهان خواهد بود. كه آن نيازمند عزم و اراده «من»، «تو» و «او» است كه همگي به «ما» ختم مي شود...
5- رابطه نماز و زكات:
نام مبارك «زكات» 32 بار در قرآن آمده كه 27 بار همراه با نماز است. براي بيان ارتباط اين دو فريضه الهي با توجه به آيه شريفه «الذين ان مكناهم في الارض اقاموالصلوه واقوالزكاه ... حج41» ناچار از طرح دو مقدمه هستيم.
الف: نماز:
در اين آيه نماز به عنوان سمبل و نماد عبادت درنظر گرفته شده كه فرايند آن پيدايش اخلاق، عدالت اجتماعي و معنويت خواهد بود.
ب: زكات:
زكات نيز در اين آيه به عنوان سمبل و نماد قدرت مي باشد. زيرا با قدرت اقتصادي امكان آموزش و فرهنگ سازي، اشتغال، صنعت، آباداني و... وجود دارد. كه اگر اين شكوفايي اقتصادي در حكومت اسلامي همراه با عبادت باشد ثمره اش گسترش اسلام و احكام متعالي آن خواهد بود. و اگر اين اقتصاد شكوفا به دست رهبران ديني خود ساخته نباشد نتيجه اش گسترش فساد و عشرتكده ها و تحميق انسانها خواهد بود.
حال بعد از طرح اين دو مقدمه متعرض مي شوم كه انسان موجودي است مركب از دو بعد حيواني و روحاني كه با همه مخلوقات الهي فرق دارد. اگر بعد روحاني رشد پيدا كند به مقام جانشيني الهي مي رسد و اگر بعد حيواني و شهواني رشد كند به مرتبه پست تر از حيوانات مي رسد. اما انسان چون داراي بعد حيواني و مادي است به يك سلسله ابزارو آلات براي مهار آن نيازمند است. برخلاف برخي مسلك ها، اسلام به بعد غريزه و حيواني انسان بي توجه نبوده و ارضاي آن را در حد معقول توصيه مي كند. كه توصيه به امر ازدواج، تهيه خانه، كار، تلاش، خواب، تفريح و... از اين مقوله است. اما هيچكدام را هدف غائي و عالي نمي داند. و همواره توصيه دارد كه همه آنها بايد براي پرواز معنوي بي نهايت كه به وسيله عقل صورت مي گيرد، به خدمت درآيد. از اين رو جسم به رفاه و آسايش نياز دارد كه با تهيه امكانات مادي قابل حل مي باشد و از طرفي روح هم به غذا و آسايش نياز دارد كه به وسيله معنويت و عبادت به دست مي آيد.
تركيب نماز و زكات، تركيب توجه به معنويت و جسمانيت انسان است كه با فشل بودن هر يك امكان پرواز به ذروه الهي را غيرممكن مي كند. اسلام نه با صوفي گري موافق است و نه با قارون صفتي. كه سيره معصومين عليهم السلام بهترين الگوي عملي براي كار و عبادت ما به حساب مي آيد. نماز بدون زكات يعني عبادت بدون توجه به نياز اجتماع. يعني خودخواهي. خودبرتربيني. و از اين روست كه شاعر مي گويد:
«عبادت به جز خدمت خلق نيست... به تسبيح و سجاده و دلق نيست»
ثمره نماز همراه با زكات، سعادت دنيا و آخرت خواهد بود.
این مقاله در ۲۱/۸/۸۳ در کیهان چاپ شد
مسلم سليماني
پاورقي:
1- جامع الاحاديث ج 9 ص 52
2- جامع الاحاديث ج 9 ص 49
3- وسائل ج 6 ص 10
4- مائده 12
7، 6 و 7- جامع الاحاديث ج 9 ص 50
8- همان ج 9 ص 48
+ نوشته شده در یکشنبه یکم مرداد ۱۳۸۵ ساعت 22:45 توسط نور رحمت
|