باسمه تعالی

محرم؛ بایدها و نبایدها


انعکاس در:

1.سایت تابناک ( 10 دی 1387) www.tabnak.ir

2. روزنامه ابتکار ، سرمقاله (12 دی 1387)

3.آفتاب (12 دی 1387) www.aftab.ir

4. روزنامه فرهنگ جنوب ( 10 دی 1387)

5. مجله اینترنتی پندار ( 11دی 1387)

6. روزنامه کارون (12دی 1387)

7. سایت شمال نیوز (12دی 1387) www.shomalnews

8. سایت فرهنگ دینداری (11 دی 1387)

9. سایت جام جم ( 12 دی 1387) www.jamejamonline.ir

10. سایت کانون گفتمان قرآن ( 10 دی 1387)

11. سایت شوشان www.shooshan.ir

و ...

اگر بگوئیم که قوام تشیع به « عاشورا» ست سخن گزافی نگفتیم. آنچه که از منابع روائی حادثه ی کربلا بدست می آید حاوی مطالب بسیار است که طرح هرکدام می تواند یک جامعه را از بن بست خارج کند. مثلن:

روحیه ی شجاعت می تواند انسان را از وابستگی و استثمار برهاند و روحیه ی شهامت انسان را از جهل و شجاعت احمقانه. در مشی امام حسین (ع) نکات فراوانی است که پردازش به آن خود کتابی قطور خواهد شدما در ذیل گوشه هایی – به صورت فهرست –خدمت خواننده ی عزیز ارائه می کنیم:

الف: پیامهای نهضت ابا عبدالله الحسین (ع)( بدون ذکر اهمیت در تقدم و تأخر)

1. آزادگی:

آزادی و آزادگی دو خصلت بارز امام حسین (ع) است. ایشان در برابر انواع روشهای استعماری ( خواهش، تطمیع، تهدید و ... ) با عزمی راسخ و با تشخیص شرائط سیاسی – اجتماعی عصر خود ، به مبارزه با یزید می پردازد. کافی بود تا یک تصمیم از ده ها تصمیم حضرت (ع) در این حادثه ی بی بدیل ، نادرست از آب درآید، آن وقت کل این حادثه ی بزرگ تحریف می شد و اثر خود را از دست می داد. ( در خلال این مقال گوشه هایی را متذکر می شوم)

2. علم:

بی شک امام حسین (ع) دقیق ترین و عالمانه ترین روش را اتخاذ کرد و همواره تا لحظه های شهادت از مسیر علم ، درایت و تدبیر خارج نشد. خروج او از مدینه ، مکه ، انتخاب مسیر ، توقف در منزلگاه های مختلف ، انتخاب سرزمین نینوا، سخنرانی ها و همه و همه از روی حکمت و درایت بود.

3. صبر ، استقامت و حلم:

صبر در شرائطی برای انسان حاصل می شود که او چاره ای بر تحمل کردن ندارد. اما نوع برخورد با صبر مهم است. گاهی آدمها از شرائط بوجود آمده گلایه و شکایت می کنند اما اولیاء الهی آنرا با روئی گشاده می پذیرند. اما حلم بر عکس آن است. یعنی میتواند اقدام کند، ولی به دلائلی و یا مصلحت اقوایی آن شرائط سخت را تحمل می کند. ( که در قسمت 8 این دلائل را عرض خواهم کرد) و راضی و خشنود از مواجهه با سختی ها می باشد.

حسین (ع) با حلم ، صبر و استقامت بی نظیر خود و یاران ، توانست پایه های کجی که به نام دین در جامعه رواج پیدا کرد بود را دوباره به مسیر اصلی برگردانده و همان سبب فروپاشی نظام نا لایق بنی امیه شد.

4. معنویت:

در اوج جنگ و قتال از توجه به معنویت ، اخلاق ، انسانیت ، تلاوت قرآن و نماز باز نمی ایستد. اساسن جنگ حسین (ع) با یزید بر سر همین اخلاق و معنویت و پرده برداری از چهره ی تزویر و ریای بنی امیه است که غاصبانه به نام دین و حکومت دینی ، ریاست می کنند. و کسی جز حسین (ع) نمی تواند این رسوایی را عیان کند همانگونه که کسی جز علی (ع) نتوانست چهره ی خوارج ، آن جاهلان متنسک مقدس مآب را بر ملا کند.

5. تصمیم قاطع:

تصمیم قاطع برای انسانهای بزرگ خیلی حائز اهمیت است. زیرا با کوچک ترین حرکت نابجا ، برای همیشه « کیش و مات » می شوند. اما اگر قبل از تصمیم قاطع عناصری چون معنویت و تقوی ، علم ، درایت ، تدبیر، شناخت دقیق شرائط جامعه وجود داشته باشد ، جایی برای نگرانی وجود نخواهد داشت. و حسین (ع) کسی است که همه ی آن شرائط را چون آئینه می دید و برایش از روز روشن تر بود.

 با تصمیماتی که می گیرد افراد کوته بین زمان خود را متحیر و آیندگان تیز هوش را از دوراندیشی خود به ستایش وا می دارد. ( این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست)

6. دلسوزی:

یکی از صفات بارز امام حسین (ع) دلسوزی است. نه فقط برای دوستان، بلکه برای دشمنان هم دل می سوزاند. او همچون جدش(ص) رحمه للعالمین است. آب را بر دشمن نمی بندد. اگر چه بین آنان زن و کودک نبود! و به قاتل خود لبخند می زند و او را موعظه و نصیحت.

7. ایثار:

مقام ایثار ، مقام فنا شدن برای معبود است. ایثارگر ، بیش از جان چیز دیگری ندارد و آن را در طبق اخلاص گذاشته و می گوید:

جان چه باشد که فدای قدم دوست کنم – این متاعی است که هر بی سروپایی دارد

در « ایثار» جای استدلال و دلیل نیست. تا ثابت کند کی چه باید بکند. جای عشق و عرض ارادت است. ( در مسلخ عشق جز نکو را نکشند)

8. قیامی با سازگار طبیعی:

فرق صبر و حلم را در شماره 3 عرض کردیم. اکنون در توضیح دلائل آن عرض می کنیم که:

امام حسین (ع) به دلائلی ( ان الله شاء ان یراک قتیلا) و برای جاودانه شدن این حماسه می بایست از راه اسباب و مسببات طبیعی این نهضت را به آخر برساند. که اهم این حکمتها بدین قرار است:

الف: حرکت از راه های عادی و طبیعی و بدون استفاده از راه های میان بر و غیر متعارف.

ب: عدم پذیرش کمک از امدادهای غیبی و پیشنهاد پیشوای اهل «جن» دال برنابود کردن لشکر یزید به کمک همه ی جن های متدین.

ج: عدم خروج از سبیل جوانمردی

9. فرصت به دشمن:

درخواست امام حسین (ع) برای به تأخیر افتادن جنگ ، سه علت عمده داشت:

یک: خالص کردن یاران خود و برداشتن بیعت از آنان. تا هرکس ذره ای غش و ناخالصی در اوهست جدا شود.

دوم: رفتار عبادی و معنوی امام حسین (ع) و یاران در شب عاشورا بیانگر تدین واقعی آنان به دین اسلام می باشد و شاید اثر مقطعی خود را بر دشمن بگذارد – که اینچنین شد – اگر چه اثر دارز مدت آن تحقق پیدا کرده است.

سوم: شاید فرصتی باشد برای کسانی که در خواب هستند. که در نتیجه ی آن افراد بسیاری شبانه از سپاه یزید به جمع یاران حسین آمدند.که به دلیل شهرت « حر بن یزید ریاحی »، بسیاری از آنان از دید مورخان حادثه، مغفول مانده اند. اما در بعضی از کتب که آمار شهدای کربلا را تا 140 نفر ذکر کرده اند ، بعید نیست که افراد اضافه شده همان پناهندگان به لشکر حسین (ع) باشند.

10. دوری از ذلت:

شعار جاودانه حسین (ع) « هیهات منا الذله» پرچمی شد برای همه ی آزادی خواهان که تا امروز این شعار؛ خون تازه به کالبد مجاهدان در راه خدا می دهد.

« من کان یرید العزه فلله العزه جمیعا» ، عزت فقط نزد خداست. حسین(ع) با خدا معامله کرد و ما ثمره اش را بعد از 14 قرن هنوز می بینیم و ادامه خواهد داشت.

11. نوع نگاه به مرگ:

بررسی شعارهایی که حضرت اباعبدالله (ع) ایراد می فرمود نیازمند واکاوی شرائط آن زمان است. یکی از آن شعارها ، شعار«لا اری الموت الا سعاده و الحیاه مع الظالمین الا برما» است که می فهماند جامعه ی آن روز بی تفاوت و بی انگیزه شده بود. هرکس به فکر زندگی شخصی خود بود. حاضر به مبارزه و ایثار نبود. ارکان بنی امیه با ظلم و شکنجه های فراوان و به شهادت رساندن یاران علی (ع) هرگونه نشاط عمومی را از مردم سلب کرده بودند و آنها در برابر همه چیز ، دیگر بی انگیزه شده بودند. برایشان فرق نمی کرد که یزید حاکم آنها باشد یا کس دیگر.

اما حسین (ع) این سیاهی و ظلمت را می درد و در برابر حکومت ظالم و فاسد یزید می خروشد و کاخ بی بنیان و پوشالیش را رسوا می کند و نوع نگاه به مرگ را از حالت ننگ به سعادت و خوشبختی تغییر می دهد.

و ده ها موضوع دیگر که هر کدام خود کتابی است برای هدایت و الگو پذیری از حادثه ی کربلا.

ب: آسیب شناسی شرائط موجود:

بررسی آسیبهای زمان نه کاری است آسان و نه بدون مخالف.زیرا آنهایی که همیشه از آب گل آلود زمان ماهی فرصت را صید می کنند ، در صدد هستند تا هوی ابری و غبارآلود باشد و در این ظلمت جهل بر نرده بام مردم بالا رفته و دشنه ی خود را در پشت سفیران هدایت و نور وارد سازند. آنچه در ذیل می آید گزیده ای است از آسیبهای امروز که وظیفه ی پاسبانان حقیقی ( حوزه های علمیه ) است که از نهال دین با حساسیت و دقت روز افزون ، از آن مراقبت کند.

1. محتوی:

فهم پیامهای عاشورا ، اهداف و ابعاد گسترده ی آن و تطبیق آن با شرائط فعلی جهان ( داخلی و خارجی ) و تدبیر راه کار برای برون رفت از آن.

2. منابر:

عزیزان اعزه ی علما و روحانیت بزرگوار ، ضمن مطالعه های دقیق و مجدد در حادثه ی عاشورا به دو شیوه ی توأمان عمل فرمایند:

الف: ذکر روایت این حادثه از کتب معتبر در حد چند دقیقه در هر منبر

ب: تجزیه و تحلیل مبتنی بر استدلال و اجتهاد ، بسط  و کاربردی کردن مفاهیم و پیامهای عاشورا بدون سانسور و بدون غرض های خاص حزبی و جناحی. مردم تشنه ی معارف اهل بیت (ع) هستند نه مصرف کردن مبانی دینی و ارزشی برای توجیه کردن بعض کارهای سیاسی و سیاست بازی. اگر چه سیاست به معنی تدبیر امور و داشتن برنامه برای به هدف رسیدن احکام متعالی اسلام ، چیزی نیست که به شود آن را از حوزه ی دین جدا کرد. و این است مفهوم « سیاست ما عین دیانت ماست».

3. توجه به سنت های صحیح گذشته:

باید توجه داشته باشیم که با همین روش های سنتی بود که 14 قرن ، مفاهیم ارزشی دین به بهانه ی محرم و صفر نسل به نسل به ما رسید. به بهانه ی تجدد نباید آنرا به فراموشی سپرد. استفاده از همه ی ابزار نوین رسانه ای باید صورت بگیرد اما رسانه های جمعی نباید جایگزین روش سنتی شود. هر کدام سر جای خود.

توجه به برگزاری منابر توسط اعاظم علما در جامعه ی امروز کاری است ضروری. اگر چه در میان طلبه های جوان کم نیستند آنهایی که اهل تقوی و دانش اند اما اگر رفته رفته منابر اهل البیت به طلبه های جوانی مثل من سپرده شود ، شاید در آینده به جایی برسیم که فکر کنیم : به منبر رفتن و سخنرانی کردن برای این جمعیت ، در این روستا یا شهر کوچک دور از شأن! بزرگان حوزه باشد!

از طرفی پختگی و اعتمادی که مردم به بزرگان حوزه ی علمیه دارند باعث می شود تا پذیرش مفاهیم را آسان تر کند.

یکی دیگر از روش های پسندیده ی گذشته عبارت از روایت نمایشی (تعذیه)این واقعه است. اگر چه نباید به فراموشی سپرده شود اما در عین حال باید نا اهلانی که در این ایام با جهل و خرافه دسته به راه می اندازند، و یا تعذیه می گیرند و گاهن از اعتماد مردم هم سوء استفاده می کنند ، جلوگیری به عمل آید.

4. بدعت ها:

اگر چه باید به سنتهای صحیح توجه کرد اما باید جلوی هر بدعتی گرفته شود. در واقع « ادخال ما لیس فی الدین ، فی الدین» صورت نگیرد.

5. مداحان و مرثیه خوانان:

همه می دانیم که ثواب گریه کردن و گریاندن بسیار ارزشمند و با عظمت است، اما کسانی که شغلشان مداحی شده و برای گریاندن به هر اراجیفی دست می زنند باید قانونی وضع شود  تا از این رویه ی ضد دینی و دشمن پسند جلوگیری شود. البته گاهی این افراد جهل دارند، یا سواد کافی ندارند اما واقعن یک عده ای در صدد هستند به هر قیمتی که شده ، مردم را بگریانند و این خطرناک است. مگر نهضت اباعبدالله (ع) فقط گریه است؟ گریه وسیله ای برای فهم مظلومیت و آن نیز وسیله ای برای فهم پیامهای حضرت سید الشهداء(ع) است.والا گریه بدون شناخت حسین بن علی (ع) بی ارزش است.

6. توجه به مساجد:

مساجد مهمترین کانون ضد استکباری در طول تاریخ تشیع بوده است. و در تاریخ معاصر به عنوان یک رکن ، کانون گرم مبارزان. معارف ضد اسلامی و ظالمانه از طریق مساجد به مردم القا شد و در پرتو آن جوانان بسیاری تربیت شد که هنوز بعد از 30 سال از انقلاب ، همان تربیت شدگان هستند که نوعن اهداف انقلاب را دنبال می کنند.

قبل از انقلاب در زمان اختناق و فشاری که رژیم وارد می کرد و با همه ی محدودیت های آن ، دست اندرکاران انقلاب به شکل کاملن هوشمند و مدیریت شده ای برنامه ها را دنبال می کردند که به شکل همزمان در سراسر کشور ، وعاظ و سخنرانان از شب اول محرم تا دهم چه مطالبی برای مردم بگویند.

مساجد بدون وابستگی به دولت و تنها با عشق و ایمان راسخ مردم و روحانیت پاکباخته ی از جان گذشته ، کانونی برای درک حقایق و معرفت الهی مردم شده بود.اما اینک با توجه به در اختیار داشتن صدا و سیما ، مطبوعات ، ادارات و نهادهای متولی ؛ اینچنین هماهنگی و یک دستی وجود ندارد.به عنوان مثال در آخرین مسجدی که بنده اقامه ی جماعت می کنم حدود 9 سال است که می گذرد، دریغ از اینکه شخصیتی و یا نهاد مرتبطی تا الآن تفقدی کرده باشد و یا بپرسد که من چه به خورد مردم می دهم!

آسیب شناسی جریان سلسله ی جلیله ی روحانیت و آسیب های آن در قبل و بعد از انقلاب به مقاله ای جداگانه نیازمند است که انشاءالله در آینده بدان خواهم پرداخت ، اما عجالتن باید گفت که قدری انگیزه ی ورود به حوزه های علمیه در بعد از انقلاب متفاوت شده است. و آن اجتناب نا پذیر است. زیرا در زمانهایی که قدرت سیاسی و دینی یکی می شود، ممکن است افرادی با غرض های خاص وارد آن سازمان شوند و به حیثیت و تقدس آن لطمه وارد کنند. که به نظر حقیر قبل از تشکیلات مقدس دادسرای ویژه روحانیت یک تشکیلات درون سازمانی در حوزه های علمیه باید وجود داشته باشد که اگر کسی در وادی خطر قرار گرفتن است با تذکرات شرعی سازنده از سقوط نجات یابد نه آنکه به خطا بیفتد و حالا دنبال مجازات باشیم. مجازات جراحی است که می بایست بعد از همه ی راههای درمان انجام بگیرد.

مشکل دیگر مساجد امروزی گرایش های خطی  جناحی ارکان مساجد ( امام جماعت، بسیج ، هیأت امنا) با یکدیگر است. و در جاهایی که هر سه یک خط و جناح باشند قطعن با گروهی از نمازگزاران اصطکاک پیدا می کنند.که باید برای آن چاره ای اندیشید. افراد مختار هستند که سلیقه های سیاسی مختلف داشته باشند اما تعمیم آن به مسجد و از فضا و امکانات مسجد برای جریانی خاص استفاده کردن کاری غیر اخلاقی ، غیر شرعی و موجب بد بینی بین مردم خواهد شد. بنده به چشم بر سر درب مسجدی دیدم که با پلاکارد نوشته شده بود « ستاد انتخاباتی ...».

باید ائمه ی جماعات از جایگاه ممتازی برخوردار باشند که هر طلبه ای مسئولیت امامت مردم را بر عهده نگیرد و همواره مستحبات موجود در رساله های عملیه در انتخاب امام جماعت در نظر گرفته شود.آن وقت وظایفی برای امام جماعت مشخص شود اما در عین حال شکل دولتی هم به خود نگیرد. اگر چه کل مجموعه ی نظام و دولت آن اسلامی است اما وابستگی بودجه ای مساجد به تشکیلات دولتی و آمد و رفت دول باعث می شود تا سیاست « همرنگ جماعت» در مساجد و بین روحانیت بزرگوار ، روز به روز بیشتر شود.

به هر حال نظم در اداره مساجد، گزینش طلاب فاضل متقی، پرهیز از جناحگرایی سیاسی ، توجه به مسائل مالی و در عین حال عدم وابستگی به امور دولتی از اولویتهای آسیب مساجد امروز ماست که اگر توسط بزرگان حوزه های علمیه بدان توجه لازم مبذول نشود ، ممکن است لطمات جدی به نظام و اسلام وارد شود...

7. تکایا:

در قبل از انقلاب عمده ی برنامه ها در مساجد شکل می گرفت. اما الآن روند رو به تضایف تکایا چه پیامی می تواند داشته باشد؟

واقعن آسیب شناسی بحث توسعه ی تکایا به یک کار پژوهشی نیازمند است تا نقاط ضعف و قوت آن بررسی شود و برای معایب آن چاره اندیشی.

گاهی عده ای که در طول سال آنها را در مسجد نمی بینی ، چند متر آن طرف مسجد در ایام محرم تکیه به پا می کنند. ( البته این موضوع را با دوستان مختلفی در شهر های مختلف مطرح کرده ام که با اختلافات جزئی ، اصل ماجرا شبیه هم است)

ازطرفی هرچه مراسم عزا فراگیر باشد باعث تعظیم شعائر خواهد شد اما باید به مسائلی از قبیل عدم مزاحمت برای مردم، نبستن جاده ها،استفاده از مداحان وزین ، بر پایی منبر امام حسین (ع) در خلال برنامه ها توجه کرد.

یک علت دیگر را برای تکثر تکایا می شود در کالبد شکافی آن دید و آن اینکه ؛ اعتماد عمومی به مساجد پائین آمده است.

واقعن باید پیرامون موضوعاتی که در این مقال مختصر ذکر شد ، کار کارشناسی و نظر سنجی علمی صورت بگیرد تا بتوانیم از همه ی پتانسیل مساجد و سیل گسترده ی نمازگزارن برای هرچه بهتر یاری کردن دین خدا استفاده ببریم.

8. راه افتادن دستجات:

به راه انداختن دستجات و هیئات قطعن تأثیر معنوی بر جامعه خواهد داشت. اما باید مواردی که منافی با فرهنگ حسین(ع) است را از آن حذف کرد. و یکی از موارد بسیار ناپسند در به راه افتادن دستجات ، اختلاط زن و مرد می باشد ، که یکی از آسیبهای جدی این قبیل برنامه هاست. اگر چه بعض موارد دیگر را در فراز قبلی تذکر داده ام.

عزیزان فرهنگ عاشورا اقیانوسی است که کم بضاعتی مثل من توان فهرست آن را ندارد تا چه رسد به شرح و بیان.اما با استمداد به خود آقا می توانیم هر سال از کلمات ایشان با توجه به شرائط زمان و مکان «چراغ هدایت» را چون مشعل المپیک زنده نگه داشته و آنرا به دست اهلش برسانیم تا زمانی که « وارث » اصلی بیاید و همه جانمان را فرش قدومش کنیم.

اللهم اجعلنا من اعوانه و انصاره

مسلم سلیمانی

۹دی1387

 Moslem_soleymani@yahoo.com